| ||
|
زین الدين زيدان رئال مادريد در سال 2001 زيدان در يکي از مشهورترين انتقالهاي تاريخ فوتبال به رئال مادريد پيوست. رقم اين انتقال, 66 ميليون يورو بود که تا آن زمان در تاريخ فوتبال بيسابقه بود. او در سالهايي به رئال مادريد پيوست که اين تيم با جذب بزرگترين ستارگان جهان به داشتن "کهکشاني" از بازيکنان فوتبال مشهور بود. زيدان يکي از مهمترين ستارههاي اين کهکشان بود و از ساير ستارههاي نوراني آن ميشود به کساني چون ديويد بکهام, روبرتو کارلوس, لوئيس فيگو, رائول گونزالز و رونالدو اشاره کرد. زيدان پنج سال آخر عمر فوتبالي خود را در رئال گذراند و جمعا در 155 بازي ليگ اسپانيا به ميدان آمد و 34 گل به ثمر رساند. اوج دوران او با اين تيم در فينال جام باشگاههاي اروپا 2001-2002 بود. اين بازي در ورزشگاه همپدن پارک, گلاسکوي اسکاتلند برگزار ميشد و رئال مادريد و باير لورکوزن در فينال در برابر هم قرار گرفته بودند. زيدان در اين بازي گل پيروزي رئال را به ثمر رساند تا بالاخره قهرماني جام باشگاههاي اروپا را نيز به کارنامهاش اضافه کند. در ضمن گل او در اين فينال از زيباترين گلهاي تاريخ فوتبال شمرده ميشود. زيدان در 7 مي 2006 آخرين بازي باشگاهي خود براي رئال مادريد ( و آخرين بازي باشگاهي عمرش) را انجام داد. در اين بازي که در ورزشگاه معروف سانتياگو برنابئو انجام ميگرفت, همتيميهاي او لباس ويژهاي پوشيده بودند که عنوان "زيدان, از 2001 تا 2006" را بر خود داشت. هواداران رئال به گرمي از زيدان استقبال کردند. اين بازي مقابل ويلا رئال بود و نهايتا 3-3 مساوي تمام شد. زيدان گل دوم تيمش را به ثمر رساند. در انتهاي اين بازي, او پيراهنش را با خوان رومان ريکلمه, از ويارئال, تعويض کرد. تشويق شديد تماشاچيان به حدي بود که او را به گريه انداخت. اتفاقات اين بازي موضوع فيلم مستندي به نام "زيدان, چهرهاي از قرن بيست و يکم" شد. زيدان مليت هر دو کشور الجزاير و فرانسه را دارد و بنابراين ميتوانست براي الجزاير نيز به ميدان بيايد. معروف است که عبدالحميد کرمالي, مربي وقت الجزاير, در جواني از دعوت زيدان خودداري کرده زيرا او براي يک هافبک "به اندازه کافي سريع نيست". به هرحال زيدان در 17 آگوست 1994 براي اولين بار در تيم ملي فرانسه ظاهر شد. در اين بازي, در مقابل جمهوري چک, او در دقيقه 63 به عنوان تعويضي به ميدان آمد. بازي 0-0 مساوي بود و زيدان در وقت کمي که داشت, دو گل به ثمر رساند تا 2-2 تمام شود و به اين ترتيب از همان ابتدا نگاه همگان را به سوي خود جلب کرد. زيدان در سال 1998 به همراه تيم ملي فرانسه, ميزبان جام جهاني 1998 بود. او در بازي دوم فرانسه (که پيروزي 4-0 مقابل عربستان صعودي را در پي داشت) خطاي بدي روي کاپيتان عربستان, فواد امين, مرتکب شد و به اين ترتيب کارت قرمز دريافت کرد و از دو بازي محروم شد. در آن زمان ادعا ميشد که امين لفظا به زيدان توهين کرده است. زيدان در يک چهارم نهايي مقابل ايتاليا به ميدان آمد و پس از اينکه بازي بعد از 120 دقيقه به پنالتي کشيد, ضربهي پنالتي خود را به گل تبديل کرد. او در فينال جام مقابل برزيل به ميدان آمد و با به ثمر رساندن دو گل, پايهگذار پيروزي 3-0 تيمش شد تا فرانسه براي اولين بار در تاريخ, قهرمان جام جهاني شود. دو گل او در اين بازي با ضربهي سر به ثمر رسيد که به نوبهي خود براي هافبکي چون او قابل توجه بود. بسياري اين بازي را نقطه عطف تاريخ زندگي زيدان ميدانند. دو سال بعد زيدان از اعضاي تيم ملي فرانسه در يورو 2000 بود. او از بهترين بازيکنان فرانسه در اين جام بود. زيدان در يک چهارم نهايي از روي ضربهي آزاد مستقيم دروازهي اسپانيا را باز کرد و در آخرين ثانيههاي بازي نيمه نهايي با پرتغال, گل طلايي را از روي نقطه پنالتي به ثمر رساند تا نقش عمدهاي در رسيدن تيم به فينال داشته باشد. فرانسه در فينال نيز ايتاليا را , در يکي از جنجاليترين بازيهاي تاريخ اروپا, 2 بر 1 شکست داد تا با فتح جام جهاني 1998 و يورو 2000 به يکي از پرافتخارترين تيمهاي تاريخ بدل شود. 34 سال از آخرين باري که تيمي جام جهاني و جام ملتهاي اروپا را پشت سر هم به دست آورده بود, ميگذشت. در اين هنگام بسياري فرانسه را بزرگترين تيم فوتبال دنيا ميدانستند. زيدان در جام جهاني 2002 نيز از اعضاي تيمش بود اما به علت مصدوميت در دو بازي اول غايب بود. اين تورنمنت, يکي از بدترين افتضاحات فرانسويها بود که با بازيهاي ضعيف بدون زدن حتي يک گل و با کسب تنها يک امتياز از جام حذف شدند. زيدان تنها در بازي آخر مقابل دانمارک به ميدان آمد. در يورو 2004 نيز زيدان به همراه تيم ملي فرانسه به ميدان آمد و شاهد باخت تيمش مقابل يونان, تيمي که بعدها قهرمان همان جام شد, بود. پس از اين جام زيدان رسما در 12 آگوست 2004 از فوتبال ملي کنارهگيري کرد. با اين حال پس از اينکه فرانسه در راه صعود به جام جهاني 2006 به مشکلاتي برخورد زيدان در آگوست 2005 (يک سال پس از کنارهگيري) اعلام کرد که براي کمک به تيم ملي فرانسه برميگردد و مجدداً به عنوان کاپيتان تيم انتخاب شد. او در 3 سپتامبر 2005 اولين بازي خود پس از خداحافظي را مقابل جزاير فارو انجام داد و در پيروزي 3-0 تيمش نقش داشت. فرانسه نهايتا به عنوان اولين تيم از گروه خود به جام جهاني 2006 صعود کرد. در 25 آپريل 2006 , پس از يک فصل پر از مصدوميت در رئال مادريد, زيدان تصميم نهايي خود براي کنارهگيري از فوتبال, چه باشگاهي و چه ملي, را اعلام کرد. اين کنارهگيري به پس از اتمام جام جهاني 2006 حواله داده شد. در 27 مي 2006 زيدان در پيروزي 1-0 تيمش مقابل مکزيک نقش داشت و صدمين بازي ملي خود را در اين بازي انجام داد. با اين حساب او در کنار مارسل دسايي, ديديه دشان و ليليان تورام به يکي از تنها چهار بازيکني بدل گشت که بيش از صدبار براي فرانسه به ميدان آمدهاند. زيدان در جام جهاني 2006 براي سومين جام پياپي در ترکيب تيم ملي فرانسه ظاهر شد و اين بار بازوبند کاپيتاني را به دست داشت. او در هر دو بازي اول, مقابل سوئيس و کره جنوبي, کارت زرد گرفت و از بازي سوم محروم شد. در يک هشتم نهايي, مقابل اسپانيا, او به ترکيب تيم بازگشت و با يک گل و يک پاس گل نقش مهمي در صعود تيمش به يک چهارم نهايي داشت. در يک چهارم نهايي, فرانسه در بازي حساسي مقابل برزيل, مدافع عنوان قهرماني, قرار گرفت. اين تکرار فينال جام جهاني 1998 بود. زيدان در اين بازي, براي اولين بار در تاريخ فوتبال خود, به تيري هانري پاس گل داد تا فرانسه 1-0 پيروز بازي شود و به نيمه نهايي صعود کند. زيدان به عنوان بهترين بازيکن اين ديدار انتخاب شد. چهار روز بعد, فرانسه در نيمه نهايي مقابل پرتغال به ميدان رفت تا زيدان از روي نقطه پنالتي دروازهي ريکاردو را باز کند و فرانسه به فينال راه پيدا کند. در 9 ژولاي 2006 بازي فينال بين فرانسه و ايتاليا برگزار شد و زيدان نيز به عنوان کاپيتان فرانسه به ميدان آمد. اين آخرين بازي تاريخ زندگي ورزشي او بود. او در دقيقهي 7 از روي نقطهي پنالتي براي فرانسه گل زد تا به همراه پله, واوا و پل بريتنر يکي از چهار بازيکني باشد که تا بحال در دو فينال جام جهاني گل زدهاند. بازي در وقت معمولي 1-1 مساوي شد و کار به وقت اضافه کشيد. نزديک بود زيدان در وقت اضافهي اول با ضربهي سر دروازه را باز کند اما بوفون ضربهي او را مهار کرد. دقيقهي 110 اين بازي, که ميرفت آخرين بازي زيدان باشد, به يکي از جنجاليترين صحنههاي تاريخ فوتبال در جهان بدل شد. در طي اين صحنه (که در پايين شرح داده شده است) زيدان اخراج شد و نتيجتا در ضربات پنالتي شرکت نداشت و فرانسه روي غياب او و پاتريک ويرا (که مصدوم و تعويض شده بود) با نتيجهي 5-3 مغلوب و حذف شد. با وجود حرکت جنجالي و اخراج زيدان در فينال, او عنوان بهترين بازيکن جام جهاني 2006 را از خود کرد تا کلکسيون افتخارات بينظيرش کامل شده باشد. درگيري با مارکو ماتراتزي در فينال در دقيقهي 110 بازي فينال, زيدان در صحنهاي بدون توپ با سر به شکم مارکو ماتراتزي ضربه زد. زمينهي اين درگيري کلماتي بود که ماتراتزي به زيدان گفته بود (در پايين توضيح داده شده است). داور بازي, هوراشيو اليزوندو, اين صحنه را نديده بود اما لوئيس مدينا کانتالخو, داور چهارم, صحنه را گزارش کرد تا زيدان با دريافت کارت قرمز از بازي اخراج شود. او بازوبند کاپيتاني را به ويلي سانيول سپرد (تا او آن را به بازوي فابين بارتز ببندد) و از زمين خارج شد. پس از پايان بازي تحقيقات و لبخوانيهاي وسيعي براي مشخص شدن علت درگيري و کلمات تحريککنندهي ماتراتزي صورت گرفت. بسياري ميگفتند ماتراتزي با توهيني راسيستي زيدان را به "تروريست" بودن متهم کرده اما بعدها هم زيدان و هم ماتراتزي اين را رد کردند. ماتراتزي ادعا کرد که توهيني که به زيدان کرده است بسيار عادي بوده و از آن نوعي است که در زمين فوتبال رايج است. سه روز پس از بازي زيدان در دو مصاحبهي تلويزيوني در اين مورد شرکت کرد. او در اين مصاحبهها اعلام کرد که ماتراتزي به خواهر و مادرش توهين کرده است و ضمن معذرتخواهي, اعلام کرد که از کاري که کرده پشيمان نيست. او در ضمن هرگونه توهينهاي راسيستي از سوي ماتراتزي را غيرواقعي و محصول جنجال نشريات و رسانهها دانست.
زيدان از والديني الجزايري در مارسي به دنيا آمده است و جوانترين فرزند خانوادهي هفت نفري خود است (چهار خواهر و برادر بزرگتر دارد). پدر و مادرش, اسماعيل و مليکه, نام داشتند و نسبشان به روستايي در الجزاير برميگشت. حزب دست راستي فرانسه, جبهه ملي, ادعا ميکرد که پدر زيدان در جريان جنگ استقلال الجزاير از "حرکي"ها بوده است (يعني از کساني که در رکاب ارتش فرانسه و عليه الجزاير جنگيدهاند) اما زيدان اين ادعا را به شدت رد کرده است. زيدان هميشه گذشته و تاريخ خود را ارج نهاده است اما اسلام را در زندگي خود به اجرا نگذاشته است. او را ميتوان "مسلمان اسمي" ناميد. زيدان در 1993 با ورونيک, رقاص و مدل اسپانياييالاصل, ازدواج کرد. آنها چهار فرزند به نامهاي انزو (زادهي 24 مارس 1995), لوکا (زادهي 13 مي 1998), تئو (زادهي 18 مي 2002) و الياس (زادهي 26 دسامبر 2005) دارند. |
فرشته اي ظاهر شد و عرض کرد:چرا اين همه وقت صرف اين يکي مي فرماييد ؟
خداوند پاسخ داد:دستور کار او را ديده اي ؟
او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکي نباشد.
بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگي قابل جايگزيني باشند.
بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند.
بايد دامني داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتي از
جايش بلند شد ناپديد شود.
بوسه اي داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوي خراشيده گرفته تا
قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.
گفت:شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد:فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته
باشند.
-اين ترتيب، اين مي شود يک الگوي متعارف براي آنها.
خداوند سري تکان داد و فرمود:بله.
يک جفت براي وقتي که از بچه هايش مي پرسد که چه کار مي کنيد،
از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همين جا روي صورتش است که وقتي به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگويد او را مي فهمد و دوستش دارد.
فرشته سعي کرد جلوي خدا را بگيرد.
اين همه کار براي يک روز خيلي زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد .
خداوند فرمود:نمي شود !!
چيزي نمانده تا کار خلق اين مخلوقي را که اين همه به من نزديک است،
تمام کنم.
از اين پس مي تواند هنگام بيماري، خودش را درمان کند، يک خانواده را با
يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.
فرشته نزديک شد و به زن دست زد.
اما اي خداوند، او را خيلي نرم آفريدي .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمي تواني بکني
که تا چه حد مي تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسيد:فکر هم مي تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد:نه تنها فکر مي کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد
.
آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد.
اي واي، مثل اينکه اين نمونه نشتي دارد. به شما گفتم که در اين يکي
زيادي مواد مصرف کرده ايد.
خداوند مخالفت کرد:آن که نشتي نيست، اشک است.
فرشته پرسيد:اشک ديگر چيست ؟
خداوند گفت:اشک وسيله اي است براي ابراز شادي، اندوه، درد، نا اميدي،
تنهايي، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه ايد اي خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها
واقعا" حيرت انگيزند.
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير مي کنند.
همواره بچه ها را به دندان مي کشند.
سختي ها را بهتر تحمل مي کنند.
بار زندگي را به دوش مي کشند،
ولي شادي، عشق و لذت به فضاي خانه مي پراکنند.
وقتي مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.
وقتي مي خواهند گريه کنند، آواز مي خوانند.
وقتي خوشحالند گريه مي کنند.
و وقتي عصباني اند مي خندند.
براي آنچه باور دارند مي جنگند.
در مقابل بي عدالتي مي ايستند.
وقتي مطمئن اند راه حل ديگري وجود دارد، نه نمي پذيرند.
بدون کفش نو سر مي کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
براي همراهي يک دوست مضطرب، با او به دکتر مي روند.
بدون قيد و شرط دوست مي دارند.
وقتي بچه هايشان به موفقيتي دست پيدا مي کنند گريه مي کنند و و قتي
دوستانشان پاداش مي گيرند، مي خندند.
در مرگ يک دوست، دل شان مي شکند.
در از دست دادن يکي از اعضاي خانواده اندوهگين مي شوند،
با اينحال وقتي مي بينند همه از پا افتاده اند، قوي، پابرجا مي مانند.
آنها مي رانند، مي پرند، راه مي روند، مي دوند که نشانتان بدهند چه قدر
برايشان مهم هستيد.
قلب زن است که جهان را به چرخش در مي آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلي موجودند مي دانند که بغل کردن و
بوسيدن مي تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادي و اميد به ارمغان
مي آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند
زن ها چيزهاي زيادي براي گفتن و براي بخشيدن دارند
خداوند گفت:اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد
فرشته پرسيد:چه عيبي ؟
خداوند گفت:قدر خودش را نمي داند
با تشکر ناصح خالدیان
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند
ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر
مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي...
براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه لازم است ولي تو هر زماني بخواهي
به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني!
در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو
او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي
او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد.
او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني
او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر....
و هر روز او متولد ميشود؛عاشق مي شود مادر مي شود پير مي شود و ميميرد
وقرن هاست كه او
عشق مي كارد و كينه درو مي كند
چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان
جواني بر باد رفته اش را مي بيند
و در قدم هاي لرزان مردش ، گام هاي شتابزده جواني براي رفتن
و درد هاي منقطع قلب مرد ، سينه اي را به ياد مي اورد كه تهي از دل بوده
و پيري مرد
رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند...
و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد.
_________________
خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سر شار است
با تشکر ناصح خالدیان
