تبليغاتX
هــــــــــوای تـــــــــازه

از عشق بگم که ..................؟؟!!!!!!!

عشق آتش است ،اما آتشی سرد . با وجود این باید در این آتش سوخت ،


این آتش فقط برای تطهیر کردن می سوزاند ، ناخالصی است آن چه


می سوزد و طلاست آنچه می ماند نگران رنج عشق هم نباش زیرا


خواهان خراب کردن توست تا دوباره آبادت کند .


فراموش نکن دانه باید شکسته شود و گرنه درخت چگونه می تواند


متولد گردد؟؟! رود باید به انتها برسد و گرنه چگونه می تواند به


دریا ملحق شود ، پس راحت باش و در عشق بمیر! و گرنه


چگونه می توانی خویشتن خویش را بیابی؟


هر حقیقتی نه با شنا کردن بلکه با غرق شدن کشف می شود


شنا کردن حادثه ای است که در سطح اتفاق می افتد اما غرق شدن


تو را به اعماق بی انتها میبرد

 

 

نوشته شده توسط ناصح در ساعت 10:5 | لینک  |